جنبش نرمافزار آزاد یک جنبش سیاسی است. این جنبش بر آن است که نرمافزار آزاد از راههای عملی گوناگونی به جامعه سود میرساند: کمک به کسبوکارها، دموکراتیزه شدن فناوری، افزایش نوآوری بین شهروندان، فراهمشدن فرصتهای تازه برای آموزش نسل جوان، بهبود وضع اقتصادی، و افزایش تابآوری جامعه در برابر تهدیدهای خارجی تنها برخی از این سودمندیها هستند.
ولی برای گسترش یک جنبش بین شهروندان، تنها برشمردن کارکردهای عملی آن در جامعه کافی نیست. تجربهٔ جنبشهای اجتماعی موفق نشان میدهد که قراردادن جنبش در یک بستر اخلاقی کمک میکند تا مخاطبان ارتباط عمیقتری با آن برقرار کنند و برای پیوستن به جنبش انگیزه بیابند [۱]. این دقیقاً همان کاری است که ریچارد استالمن هنگام آغاز جنبش نرمافزارهای آزاد انجام داد. حتی تلاش خستگیناپذیر او برای متمایزکردن این جنبش از اصطلاح «متن باز» (open source) را نیز میتوان در همین زمینه فهمید. هدف گروههایی که به جای نرمافزار آزاد اصطلاح «متن باز» را ساختند این بود که همین مفهوم را در زمینهای خنثی و غیرایدئولوژیک و غیرارزشی، طوری که برای کسبوکارهای تجاری پذیرفته باشد بیان کنند. (این که آیا این تلاش به گسترش چنین نرمافزارهایی سود رساند یا نه، موضوع این نوشته نیست.)
ولی دقیقاً کدام ارزشها با جنبش نرمافزارهای آزاد ارتباط دارند؟ این چیزی است که کمتر به آن پرداخته شده است. روشن کردن این ارتباط میتواند دید بهتری به مخاطبان این جنبش بدهد و راه را برای پیوند میان این جنبش و سایر جنبشهای سیاسی نیز که به ارزشهای مشابهی مربوط هستند هموار کند.
به جای نظریههای آکادمیک دربارهٔ ارزشها که ارزشهای انسانی را به طور نظری گروهبندی کردهاند، من با فهرستی از ارزشها میآغازم که به تجربههای روزمره نزدیکتر هستند. یکی از اینها فهرستی است که برنه براون، نویسندهٔ کتاب معروف شهامت رهبری (Dare to Lead) [۳] در وبگاهش قرار داده است. در ادامهٔ این نوشته، من همهٔ ارزشهایی را که در آن فهرست با نرمافزار آزاد مربوط بودند، گرد آوردم و آنها را به ترتیب عمق برهمکنش ما با نرمافزارهای آزاد گروهبندی کردم: از کمترین برهمکنش (تنها به عنوان کاربر عادی چنین نرمافزاهایی) تا بیشترین برهمکنش (توسعه و انتشار آنها).
۰- تنها به کار بردن نرمافزار آزاد به عنوان کاربر
حتی اگر تنها کاربر نرمافزارهای آزاد باشیم و هیچ کاری فراتر از این کاربرد نداشته باشیم، این کار ما به ارزشهای زیر مربوط میشود:
Self-respect (احترام به خود)
Freedom (آزادی)
Independence (مستقل بودن)
Dignity (شایستهٔ احترام بودن)
در مقابل، تن دادن به نرمافزارهای غیرآزاد ما را خواسته یا ناخواسته در جایگاه آسیبپذیری نسبت به سازندگان نرمافزار قرار میدهد. مهمترین آسیب در کوتاهمدت، از دست رفتن آزادی ما برای کنترل شخصیترین ابزارهایمان است، بهویژه وقتی ببینیم این ابزارها امروزه چه بخش بزرگی از زندگی مدرن را کنترل میکنند.
۱- بررسی کارکرد داخلی برنامههای آزاد
اگر به عنوان کاربر متخصص با نرمافزار آزاد کار کنیم، به طوری که بتوانیم کارکرد داخلی نرمافزار را بررسی کنیم و آن را بفهمیم، این کار ما به ارزشهای زیر مربوط میشود:
Confidence (اطمینان)
Curiosity (کنجکاوی)
Learning (یادگیری)
نیازی به گفتن نیست که بررسی کارکرد داخلی نرمافزار تنها در صورتی ممکن است که ما به عنوان یک کاربر، به کدهای منبع نرمافزار دسترسی داشته باشیم. دسترسی به کدهای منبع یکی از شرطها برای این است که نرمافزاری بتواند آزاد شمرده شود.
۲- تغییر و بهبود نرمافزارهای آزاد برای نیاز شخصی
اگر به عنوان کاربر متخصص با نرمافزار آزاد کار کنیم، به طوری که نه تنها کارکرد داخلی نرمافزار را بررسی کنیم و آن را بفهمیم، بلکه برنامه را برای نیازهای خودمان تغییر هم بدهیم، این کار ما به ارزشهای زیر مربوط میشود:
Competence (مهارت)
Adaptability (سازگاریپذیری)
Adventure (خطرپذیری)
Creativity (نوآوری)
Efficiency (کارایی)
Financial stability (ثبات مالی)
Initiative (پیشگامی، آغازگری)
Personal fulfillment (رضایت شخصی)
Power (قدرت)
Self-expression (ابراز وجود)
Usefulness (سودمندی)
۳- توسعه و انتشار نرمافزارهای آزاد برای دیگران
این فراترین مرحله از برهمکنش با نرمافزارهای آزاد است. در این مرحله، نه تنها نرمافزارهای آزاد را به کار میبریم، بلکه کارکرد داخلی آنها را نیز بررسی کرده، نرمافزار را بهبود داده، و این بهبودها و نرمافزارهای تازه را برای دیگران نیز عرضه میکنیم. چنین کارهایی به ارزشهای بیشتری ربط پیدا میکنند:
Altruism (دگردوستی)
Ambition (فرازجویی، بلندپروازی)
Belonging (همبستگی)
Caring (حس مسئولیت و مراقبت)
Collaboration (همکاری)
Commitment (تعهد)
Community (حس تعلق به جمع)
Compassion (همدردی)
Contribution (مشارکت)
Cooperation (همکاری)
Equality (برابری)
Environment (محیط زیست)
Generosity (گشاده دستی، سخاوت)
Giving back (پس دادن، قدرشناسی)
Kindness (مهربانی)
Making a difference (اثرگذاری)
Service (خدمترسانی)
همان گونه میبینیم، نرمافزار آزاد به شمار بسیار زیادی از ارزشهای انسانی مربوط است.
منابع
ایدهٔ آغازین این نوشته با خواندن مقالهای [۲] در مجلهٔ آتلانتیک به ذهنم رسید که نویسنده در آن ویژگیهای جنبش نئوکان در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی را بررسی کرده و درسهایی را که میتوان از این جنبش برای دنیای امروز گرفت بیان کرده بود. یکی از این درسها این بود که نئوکانها مسائل سیاسی را عمیقاً مرتبط با اخلاق میدیدند. آنها معتقد بودند که «خصوصیسازی اخلاق» یعنی سکوت دربارهٔ اخلاق در گفتمان سیاسی و سپردن آن به حوزهٔ زندگی شخصی و گفتگو دربارهٔ مسائل اجتماع صرفاً به زبان هزینه-فایده اشتباه است. آن ها معتقد بودند که هنگام بررسی یک تصمیم سیاسی، پرسش بنیادی باید این باشد که آیا آن تصمیم به اخلاقیتر شدن زندگی مردم کمک میکند یا به آن آسیب میرساند. نویسندهٔ مقاله معتقد بود که گسترش جنبشهای راست افراطی در دنیا پاسخی به «اخلاقزدایی» جنبشهای چپ و تغییرخواهانه از گفتمان سیاسی کنونی و نتیجهٔ سوءاستفادهٔ راستگرایان افراطی از این خلاء است.
[۱] Jonathan Haidt, The Righteous Mind: Why Good People are Divided by Politics and Religion, Pantheon Books (2012) (ویکیپدیای فارسی)
[۲] David Brooks, The Neocons Were Right, The Atlantic (January 2026) (Gift link)
[3] Brené Brown, Dare to Lead: Brave Work. Tough Conversations. Whole Hearts. Random House (2018)
